تبلیغات
ترجمه قران - ترجمه و تحقیق پیرامون آیه 106 سوره بقره (4)
پنجشنبه 15 بهمن 1388

ترجمه و تحقیق پیرامون آیه 106 سوره بقره (4)

   نوشته شده توسط: مسعود مردیها    نوع مطلب :نقد و بررسی ترجمه آیات قران ،

حال باید به ترجمه لغت" آیه "پرداخت :

در این آیه، این لغت طبقِ تفسیرِ ارائه شده در ابتدای بحث  معانی متعددی می تواند داشته باشد .در خبر است از امام علی (ع) که می فرمایند:" فَإِنَّ الْقُرْآنَ حَمَّالٌ ذُو وُجُوهٍ" (نهج البلاغه)یعنی قرآن وجوه مختلفی دارد. پس محدود کردن این معانی با انتخاب معادلی نامناسب آسیبی است به قرآن  .لذا انتخاب معادل verse  که به معنای آیات کتاب های مقدس است کاری اشتباه می باشد که مترجمینی مثل ایروینگ ،قرایی،آربری دچار این اشتباه شده اند .حتی دیگران مثل پیکتال،یوسف علی و شاکر "آیه" را به معنای وحی گرفته اند که این نیز بنابر آنچه گفته شد صحیح نمی باشد چرا که وحی جامع تمام معانی" آیه" در آیه مورد بحث نمی باشد.

صفارزاده نیز لغت Decrees را به معنای امر ، حکم ، فرمان مذهبی از طرف افراد عالی رتبه مذهب آورده است و آن را به حالت جمع آورده است در صورتی که" آیه" در اینجا مفرد است.رشاد خلیفه نیز بدون در نظر گرفتن معانی دیگر این لغت آن را با آوردن لفظ  miracle به معنای معجزه محدود کرده است .با این تفاسیر هیچ کدام  معادل صحیحی از آیه که تمام معانی را بتوان بر آن حمل کرد ارائه نداده اند.

معادل مناسب" آیه "چیست؟  

معنای آیه نشانه و علامت است.و دیگر معانی که در قرآن آمده است را می توان بر این دو معنا حمل کرد.با این تفاسیر معادل "آیه" در انگلیسی sign می باشد که به تصریح Webster معنای عام هر نشانه ای می باشد و خواننده انگلیسی زبان با توجه به معانی این لغت همان برداشت نشانه را خواهد کرد و معنای دیگری را نمی رساند و حتی یکی از معانی ارائه شده توسط Webster نشانه ای است که مادی باشد و به چیزی روحانی دلالت کند که به منظور ما بسیار نزدیک است .

حال باید به ترجمه لغت"ننسها "پرداخت:

ریشه این لغت به معنای فراموش کردن( چه از روی غفلت و چه از روی عمد) می باشد.که در اینجا معنای آیه این است که خدا آن آیه را از یادتان ببرد.پس باید به دنبال معادلی بگردیم که معنای از یاد کسی بردن را برساند. آنها این لغت را این چنین معنا کرده اند:

v     ایروینگ: let it be forgotten

v     صفارزاده: cause to be forgotten

v     قرایی: remove from memories

v     پیکتال: cause be forgotten

v     یوسف علی : cause to be forgotten

v     آربری: cast into oblivion

v     رشاد خلیفه: cause it to be forgotten

v     شاکر: cause to be forgotten

بهتر بود برای اینکه صیانت در ترجمه هرچه بیشتر رعایت شود چون "ننسها" یک لغت است ماهم برای این منظور معادلی یک لغتی جایگزین می کردیم اما بدلیل اینکه در انگلیسی لغتی وجود ندارد(البته تا جایی که من می دانم)که معنای" موجب فراموشی شدن" را برساند ناچاریم این معنا را در غالب های دیگر بیان کنیم.پس اگر چنین لغتی پیداشود و معنای کامل را برساند نسبت به تمام تعابیر بالا ارجحیت دارد.اما حال که چنین لغتی نیست یا ما نمی دانیم باید از میان تعابیر بالا احسن آن انتخاب شود.در اینجا بد نیست این را بررسی کنیم که آیا فراموشی مورد نظر آیه چه نوع فراموشی است .آیا فراموشی است که احتمال یادآوری دارد یا فراموشی مطلق است .پاسخ این سوال ظاهراً فراموشی مطلق است.فایده این بحث وقتی است که در مقایسه دو لغت forget و oblivion که مترجمین بالا استفاده کرده اند فراموشی کامل را طبق لغت نامه هایی مثل Longman ازلغت oblivion می توان استفاده کرد و نه از لغت forget.پس اگر این قول صحیح باشد مترجمینی مثل ایروینگ ،صفارزاده،پیکتال،یوسف علی ،رشاد خلیفه و شاکر در رساندن این معنا از منظر دقت ناقص بوده اند.

اما در مورد لفظ cause که مترجمین استفاده کرده اند هم می شود از لحاظ لغتی دقیق شد.با رجوع به لغت نامه ای مثل Longman که صریحاً اکثریت کاربرد این لغت را برای مواردی می گوید که بد باشندو یک بار منفی به این لغت می دهدو همچنین با رجوع به مثال های لغت نامه های دیگر مثلWebster می یابیم که تقریباً مثالها در موارد بد آورده شده است،شاید این نتیجه را بتوان گرفت که چون ایجاد این فراموشی در مردم از منظر قرآن اصلاً بد نیست این لغت، لغت دقیقی نمی تواند باشد.هرچند این تنها یک دقت لغوی است.

از میان مترجمین بالا تنها آربری به مقصود نزدیک تر است هرچند که بهتر بود به جای لغتcast  از لغاتی نظیر sink ,pass, consign می کرد.و چون عمدتاً این فراموشی ها به تدریج انجام شده لغت sink شاید تداعی گر این تدریج باشد چراکه عمل فرورفتن و غرق شدن که از این لغت برداشت می شود نیز عملی است تدریجی و دفعتاً انجام نمی گیرد اگرچه این تنها یک دقت ذوقی است.و به نظر من حقیرنیاوردن ضمیر "ها" در ترجمه بوسیله it کاری صحیح نیست چراکه آوردن آن به فصاحت آسیب چندانی نمی رساند.و باعث وفاداری هرچه بیشتر به متن می شود. ترجمه قرایی هم ازاین منظر اشکال دارد که فراموشی تنها پاک کردن موارد از ذهن افراد نیست بلکه حتی از بین بردن یک کتاب هم موجب فراموشی می شود و این نبوده است که مردم همه موارد را به خاطر داشته اند و خدا از خاطرشان برده است.لذا آوردن memory جامعیت این فراموشی را از بین می برد.با این تفاسیر نظر حقیر این است که  ترجمه آربری به واقع نزدیک تر است و بهتر است آن را به شکل زیر بنویسیم:

Or sink it into oblivion

به هر حال این موارد جای بحث بیشتری را می طلبد که دانش بالاتری را نیاز دارد.

پس از ابتدا تا اینجا ترجمه آیه این چنین می شود:

مورد بعدی که باید مورد دقت قرار بگیرد ترجمه کلمه " نَأْتِ" می باشدکه مترجمین بالا برای این لغت از معادلهایproduce bring-substitute- استفاده کرده اند که در نگاهی صحیح به ریشه عربی این لغت معنای آوردن از آن برداشت می شود که با این تفاسیر تنها لفظ bring صحیح می باشدو صفارزاده،یوسف علی و رشاد خلیفه لازمه ی معنای اصلی را آورده اند و نادرست عمل کرده اند.لفظ bring  بهترین معادل برای آوردن است .لفظ "ب" در "بخیر" برای متعدی ساختن "نات" می باشد و خیر هم صفت تفضیلی است که کلیه مترجمین از لفظbetter استفاده کرده ا ند که معادل مناسبی است."منها"نیز به معنای از آن است که تنها ایروینگ ،قرایی،پیکتال،آربری و شاکر ترجمه ای نزدیک به معنا ارائه داده اندکه در این بین شاکرو قرایی سعی کرده اند با آوردن دو ضمیر it هرچه بیشتر به متن قرآن وفادار باشند.و این وفاداری قابل تحسین است.ترجمه ادامه آیه(نَأْتِ بخَِیرٍْ مِّنهَْا أَوْ مِثْلِهَا)به شکل زیر است:

 

ü      ایروینگ: we bring something better than it or else something similar

ü      صفارزاده: unless We Substitute something better or similar

ü      قرایی: we bring another which is better than it, or similar to it

ü      پیکتال: we bring in place one better or the like thereof

ü      یوسف علی: but we substitute something better or similar

ü      آربری: we bring a better or the like of it

ü      رشادخلیفه: we produce a better miracle, or at least an equal one

ü      شاکر: we bring one better than it or like it


ادامه مطالب در بخش پنجم...لطفا نظر بدهید


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر