تبلیغات
ترجمه قران - ترجمه و تحقیق پیرامون آیه 106 سوره بقره (3)
پنجشنبه 15 بهمن 1388

ترجمه و تحقیق پیرامون آیه 106 سوره بقره (3)

   نوشته شده توسط: مسعود مردیها    نوع مطلب :نقد و بررسی ترجمه آیات قران ،

میزان تناسب این لغت با بررسی مترادفات آن مشخص می شود .حال به بررسی اجمالی مترادفات این لغت می پردازیم.

برای این كلمه مترادفات زیر را ارائه می دهند:

REPEAL-1

این لغت کاملاً با abrogate مترادف می باشد. ولی معانی دیگری می دهد که ممکن است از معنا مارا دور کند.(مثل فراخوانی و احضار کردن)

Revoke-2

این لغت نیز به همان معناست با این تفاوت که معنای دیگری هم دارد.لذا ترجیح با ایت لغت نیست.

Rescind-3

این لغت کاملاً با abrogate مترادف می باشد. با این تفاوت که معنای دیگری هم دارد.لذا ارجح نیست.

Overturn-4

واژگون شدن و برعکس کردن حکمی،که این معانی نیز با نسخ جور در نمی آید.

Annul-5

پایان یافتن و باطل شدن قانونمند چیزی مثل ازدواج )به صورت رسمی با طلاق گرفتن )یا یک پیمان قانونی (abrogate درجه قانونی بودن عمل را نسبت به این لغت بیشتر می رساند)این لغت قابل تامل است.

Cancel-6

لغو شدن(مثل ویزا)،باطل کردن(مثل بلیط و تمبر)، ،لغو کردن بدون انتظار اجرای آن در زمانهای بعدی (مثل لغو بازی فوتبال)،باطل و بی اعتبار کردن مدرکی (مثل چک پول)در کل لغت بدی نیست.

Invalidate-7

بی اعتبار کردن قانونیِ چیزی(مثل مدرک،سند،بلیط و...) ابطال عقیده یا نظری و اثبات نادرست بودن آن

با استفاده از دلایل منطقی و قانونی و اخلاقی. این لغت با توجه به معنای اول قابلیت معادل سازی را دارد.اما چون معنای دوم آن باعث این شبهه در ذهن خواننده می شود که آیه نسخ شده ابتدا ءً هم نادرست بوده است.

Nullify-8

این لغت یعنی به طور کامل چیزی را بی اثر و بی ارزش کردن است (مثل قانون)

این که گفته" به طور کامل" درلغت نامه ی Webster نقل شده لذا  شاید لغت خوبی نباشد چراکه ناسخ یک منسوخ ممکن است به طور کامل آن حکم را نسخ نکند بلکه بخشی از آن را نسخ کند.

Void-9

بی اثر کردن و باطل کردن پیمان یا عهد نامه ای ،خالی کردن(محفظه) ،بیرون ریختن(مثل ادرار)،دفع کردن مدفوع(بویژه پزشکی)

این لغت شاید معادل نسخ باشد اما چون معانی دیگری هم از آن شاید بتوان برداشت کرد به نظر ارجحیت ندارد.

Repudiate-10

(رسمی)رد کردن و انکار حقیقت و حتی طلاق دادن زن  معنا شده که در اینجا معنای بعیدی به نظر می رسد.

Negate-11

انکار وجود یا حقیقت چیزی ، بی اثر کردن چیزی(کاربرد رسمی)،این لغت باطل کردن دوجانبه را می رساند یعنی دوچیز یکدیگر را خنثی و باطل کنند(مثل اینکه دو بحث یکدیگر را باطل کنند.)

این لغت بدلیل وجود معنای اول موجب دوگانگی معنا در ذهن خواننده می شود و ممکن است معنای مورد نظر(نسخ)را به مخاطب نرساند.لذا اصلاً معادل خوبی نیست.

Dissolve-12

نابود کردن(قوانین خیریه)،تجزیه کردن(مواد)،پایان دادن (رسمی)به چیزی(مثل ازدواج)، بی اثر کردن (حکم)،حل کردن(شکر در آب)، حل کردن(مشکل)آب کردن و ناپدید کردن(مثل خجالت)

این لغت بدلیل معانی متعدد و ناقص توانایی رسانیدن معنا را ندارد.و ایجاد شبهه در ذهن خواننده می کند.

Countermand-13

برگرداندن حکم و نظری و برعکس آن را اعلام کردن،اعلام نادیده گرفتن امری به مردم و دادن حکمی دیگر به آنها،درجایی حتی کاربرد آن را به عنوان فعل بسیار نادر دانسته بود.(منبع :audioEnglish.net)

لازمه نسخ مورد نظر در آیه این نیست که حتماً حکمی ضد حکمی دیگر بیاید و آن را نسخ کند شاید حکمی بیاید و حکم قبلی را تغییر دهد نه اینکه آن را برعکس کند و چون این لغت این معنا را احتمالاً در ذهن خواننده ایجاد کند پس لغت خوبی نیست.

Abolish-14

بی اثر کردن ،برانداختن،پایان دادن به قانونی بویژه قانونی که مدتها مورد استفاده بوده(مثل برده داری) در کل این لغت ،لغت خوبی است.

Quash-15

نادرست و غیرقابل قبول کردن رسمی قضاوت و تصمیم  قانونی،سرکوب کردن و متوقف کردن

این لغت بدلیل داشتن معانی متعدد توانایی رساندن معنا را در مقایسه با دیگر لغات ندارد.

از میان لغات بالا تنها abrogate به همراه موارد 6-5-14 قابل قبول می باشند که حال به تفکیک آنها براساس ارجح بودن می پردازیم تالغت مناسب پیدا شود.

Annul-5

پایان یافتن و باطل شدن قانونمند چیزی مثل ازدواج )به صورت رسمی با طلاق گرفتن )یا یک پیمان قانونی (abrogate درجه قانونی بودن عمل را نسبت به این لغت بیشتر می رساند)در کل لغت خوبی است.

Abolish-14

بی اثر کردن ،برانداختن،پایان دادن به قانونی بویژه قانونی که مدتها مورد استفاده بوده(مثل برده داری)

این لغت ،لغت خوبی می باشد چراکه به نقل از Longman این لغت نسخ قانون و حکمی را بیشتر تاکید می کند که زمانهای طولانی مورد استفاده  بوده و طبق تفسیر ابتدایی آیه، یهودیان فكر نمی كردند كه آمدن پیامبران از نسل اسرائیل نسخ شود و از نسل شخص دیگری ،پیامبری بیاید و كلاً فكر نمی كردند بهتر از تورات و بهتراز معجزات پیامبران خودشان بیاید و همچنین احكام تورات هم مورد نسخ قرار بگیرد،و این آیه چنین تفكری را رد می كند. در نتیجه این لغت هم این معنای باطنی را تداعی می کند و هم توانایی بیان ظاهر لغت (نسخ) را هم دارد.

Cancel-6

لغو شدن(مثل ویزا)،باطل کردن(مثل بلیط و تمبر)، ،لغو کردن بدون انتظار اجرای آن در زمانهای بعدی (مثل لغو بازی فوتبال)،باطل و بی اعتبار کردن مدرکی (مثل چک پول)در کل لغت بدی نیست.

نتیجه گیری:(این نتیجه قابل مناقشه است)

از میان چهار لغت abrogate و annulوcancel, abolish   لغت abrogate بنابر جمله زیرمعنای" نادیده گرفتن" هم در آن نهفته است.(البته در مورد معنی جمله زیر مطمئن نیستم وتنها درWebster  این مطلب را دیدم.پس جای بحث بیشتری دارد.)و نادیده گرفتن چیزی غیر از نسخ آن چیز است.

(to treat as nonexistent <abrogating their responsibilities>---- Webster)

نادیده گرفتن(نادیده گرفتن مسولیت هایشان)

اما  بدلایل ذکر شده در مورد 14 ،لغت abolish بهترین لغت معادل برای نسخ است.چراکه علاوه بر مساوی بودن معنای آن با سایر لغات ،حتی تداعی گر برخی جنبه های تفسیری آیه نیز هست.اما با همه این اوصاف این مباحث باز هم جای تامل دارد. پس تا اینجا هیچ کدام از مترجمین ذکر شده معادل دقیقی را برای این لغت بیان نکرده اند.هرچند لغات دیگر نیز مشکلی ندارند.


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر